رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی ذاره
یاد حرفای قشنگت که توی قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات که مرا بهونه می کرد
میزنه آتیش به جونم بس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه ی کی بس بخونم
دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنها ترینم
توی این بازی که ساختیم من همه هستیمو باختم
زیر بات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی
میشینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره
تا بشینی بای حرفام بریم تا ماه و ستاره
میدونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دلم شکستم سر این کوچه می میره ...























